عمان در قلب معادلات اقتصادی-امنیتی خلیج فارس

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تنگه هرمز دیگر فقط یک گذرگاه دریایی برای عبور تانکرهای حامل نفت و گاز نیست، بلکه به یکی از برجستهترین موضوعاتی تبدیل شده که پس از جنگ محور آمریکایی- صهیونیستی علیه ایران توازن قوا و اقدامات دیپلماتیک را در خلیج فارس بازترسیم کرده است. جنگ تحمیلی سوم منطقه را تا آستانه رویارویی گستردهای پیش برد که امنیت دریانوردی و تأمین انرژی جهانی را تهدید کرد.
تنگه هرمز با توجه به اهمیت راهبردی آن برای اقتصاد جهانی، یکی از حساسترین موضوعات در دوره جنگ تحمیلی سوم بود
در هفتههای منتهی به توقف جنگ تحمیلی، خطرات بسته ماندن تنگه هرمز یا اختلال در کشتیرانی تجاری به ویژه با حملات هوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران افزایش یافت و این موضوع مستقیم بر بازارهای جهانی انرژی تأثیر گذاشت و هزینههای کشتیرانی و بیمه دریایی را افزایش داد.
با اعلام خبر امضای یادداشت تفاهم توقف جنگ بین تهران و واشنگتن و گشودن مسیر مذاکره برسر موضوعات فمابین، نام سلطنت عمان به عنوان یکی از برجستهترین میانجیهایی که در ارتباطات و رایزنیهایی که زمینهساز تفاهمات اخیر شد، دوباره به صدر اخبار بازگشت.
در حالی که قدرتهای منطقهای و بینالمللی درگیر سرنوشت تنگه هرمز و آینده دریانوردی آن بودند، مسقط خود را در موقعیتی پیشرو در صحنه یافت، نه تنها به عنوان میانجی سیاسی بین طرفهای درگیر، بلکه به عنوان کشوری که بر تنگه نظارت دارد و شریکی ضروری در هرگونه ترتیبات مربوط به امنیت و مدیریت آن در مرحله بعدی است.
جنگ و سرنوشت تنگه هرمز
تنگه هرمز با توجه به اهمیت راهبردی آن برای اقتصاد جهانی، یکی از حساسترین موضوعات در دوره جنگ تحمیلی سوم بود. این تنگه که خلیج فارس را به خلیج عمان و دریای عرب متصل میکند، علاوه بر بخش بزرگی از تجارت گاز طبیعی مایع از خلیج فارس، حدود 20 درصد نفت مصرفی جهان را از خود عبور میدهد.
در جریان افزایش تنشهای نظامی اخیر، ناوبری دریایی مختل شد و صحبتهای فزایندهای درباره گزینههای ایران نسبت به تنگه هرمز، چه به وسیله افزایش کنترل کشتیها و چه با اعمال تمهیدات جدید بر ترافیک ترانزیت مطرح شد. هزینههای بیمه دریایی نیز با افزایش خطرات امنیتی در منطقه به طور قابل توجهی افزایش یافت.
پیامدهای این بحران به کشورهای تولیدکننده انرژی خلیج فارس محدود نشد، بلکه به بازارهای آسیایی و اروپایی که به نفت و گاز عبوری از هرمز وابسته هستند، گسترش یافت و بسیاری از پایتختها را بر آن داشت تا تحولات این موضوع را به صورت روزانه دنبال کنند، زیرا یکی از تأثیرگذارترین موضوعات بر اقتصاد جهانی است.
با اقدامات اخیر برای پایان دادن به جنگ، موضوع تنگه هرمز به بخش کلیدی مذاکرات سیاسی و امنیتی بین واشنگتن و تهران تبدیل شده است، زیرا هرگونه ترتیبی برای جلوگیری از افزایش تنش، با لزوم تضمین ادامه آزادی دریانوردی و جلوگیری از تکرار تهدیداتی که بر حرکت کشتیها در دوره رویارویی تأثیر گذاشت، مرتبط است.
یادداشت تفاهم ایران و آمریکا
ایران و عمان در همان مذاکرات مسقط بر تشکیل کمیته مشترکی برای پیگیری موضوعات مربوط به تنگه هرمز توافق کردند
یادداشت تفاهمی که بین آمریکا و ایران به دست آمد، موضوع تنگه هرمز را از زاویه دیگری به صدر توجه بازگرداند، زیرا بحث دیگر محدود به خطرات نظامی نبود، بلکه به بحث درباره ترتیبات آینده مربوط به ناوبری، امنیت دریایی و سازوکارهای جلوگیری از افزایش تنشها کشیده شد.
مذاکرات پس از توافق جنگ شامل پروندههای مربوط به آزادی عبور و مرور، اقدامات اعتمادساز و سازوکارهای ارتباطی برای جلوگیری از حوادث دریایی، علاوه بر موضوعات مربوط به برنامه هستهای و تحریمهای اقتصادی بود. تنگه هرمز به یکی از موارد اصلی تبدیل و به عنوان بخشی از ترتیبات ثبات منطقهای به آن پرداخته شد.
چندی پیش بدر بن حمد البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان اعلام کرد، مذاکراتی در مسقط با محمدباقر قالیباف، مذاکره کننده ارشد ایران در پرونده اسلام آباد و سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان انجام و در آن به یادداشت تفاهم امضا شده بین ایران و آمریکا، با تمرکز ویژه بر بندهای مربوط به تنگه هرمز پرداخته شد.
بوسعیدی مذاکرات را سازنده خواند و بر تعهد هر دو طرف به قوانین بینالمللی و تضمین عبور ایمن کشتیها «بدون اعمال هزینه» تأکید کرد. این بیانیه نشاندهنده ماهیت تفاهمات در حال انجام است و میزان حضور عمان در یکی از حساسترین موضوعات پس از جنگ را نشان میدهد.
ایران و عمان در همان مذاکرات مسقط بر تشکیل کمیته مشترکی برای پیگیری موضوعات مربوط به تنگه هرمز توافق کردند و به عنوان دو کشور ساحلی تنگه هرمز، علاوه بر تأکید بر حاکمیت و حقوق حاکمیتی خود بر آبهای سرزمینی، تعهد خود را برای تضمین عبور ایمن از این تنگه مطابق با مفاد حقوق بینالملل تأیید کردند.
اقتدار تنگه هرمز در بستر خلیج فارس
هفتهها پیش از تفاهمات اخیر، ایران تأسیس نهاد «مدیریت آبراه خلیج فارس» را به عنوان نهاد قانونی و مرجع نمایندگی جمهوری اسلامی ایران برای صدور مجوز و تنظیم عبور و مرور دریایی از تنگه هرمز اعلام کرد؛ اقدامی که بحثهای گستردهای را در داخل و خارج از منطقه درباره مدیریت آینده تنگه و ماهیت نقشی که تهران به دنبال ایفای آن است، برانگیخت.
این اقدام سؤالاتی درباره احتمال اعمال هزینهها یا ترتیبات جدید بر کشتیهای تجاری در حال عبور مطرح کرد و همچنین نگرانیهایی را میان شرکتهای کشتیرانی و بیمه دریایی درباره ظهور الزامات اضافی که میتواند هزینههای عبور از یکی از شلوغترین خطوط دریایی جهان افزایش دهد، برانگیخت.
با وجود این، مذاکرات برگزار شده در مسقط نشانههای متفاوتی داشت، زیرا بوسعیدی بر تعهد هر دو طرف به قوانین بینالمللی و آزادی دریانوردی بدون هیچ هزینهای تأکید کرد، که به عنوان پیامی با هدف اطمینانبخشی به بازارها و کشورهای وابسته به تنگه درباره آینده ترافیک کشتیها تلقی شد.
این اظهارات همچنین نشاندهنده تمایل به حفظ موضوع تنگه هرمز در چارچوبهای حقوقی بینالمللی، به جای تبدیل آن به ابزاری برای درگیری سیاسی یا اقتصادی بود، رویکردی که با موضع سنتی عمان مبنی بر حفظ ثبات و جلوگیری از افزایش تنش همسوست. تحولات اخیر نشان داده است جایگاه عمان در معادلات خلیج فارس دیگر تنها به نقش سنتی آن به عنوان میانجی وابسته نیست، بلکه اکنون شامل حضور مستقیم در امور امنیتی و اقتصادی مربوط به مسیرهای دریایی و تجارت بینالمللی نیز میشود.
این بحران، اهمیت رویکرد عمانی مبتنی بر گفت وگو و ارتباط با طرفهای مختلف را تقویت کرد، به ویژه در زمانی که منطقه شاهد قطبی شدن شدید و کاهش کانالهای ارتباطی مستقیم بین تعدادی از قدرتهای رقیب بود.